کامنتات همینجوری حس خوب منتقل میکرد الان ولی فیس تو فیس بود بیشتر حس خوب منتقل کرد
الان با خودت میگی آواتارت چقد دردسر ساز شد امشب منم گیر دادم سه پیچ... دست خودم نیس هر چی خوچل باشه باید به زبون بیارم نمیتونم نگم
ایندفه منُ حتمنی میندازی بیرون
مرسی گلم بامزه اینجاس عکسه خودم نی!! اگه عکسه خودمُ نشونت بدم فک کنم پشیمون شی!! با این تعریفایی که از این عکسه کردی دیگه هیچ امیدی به قیافه خودم ندارم!! نه عزیزم... این حرفا چیه؟!خوشحال میشم....
اول اینکه ببخش که بی دعوت آمدم دوم آنکه یه جورایی یه لحظه واگویه است می شد این لحظه رو کوتاه تر و موجز تر و تاثیر گذار تر بنویسی یه جورایی الان خیلی رئال نوشتی ولی به نظر اومد که بگم می تونی یه کمی عمیق ترش کنی و از سطح درش بیاری البته اگه دغدغه ی نوشتن داری ها لحظه لحظه ی قشنگی ئه چند تا خصوصیت توی این لحظه هست که باعث می شه هر کسی با هاش احساس همزات پنداری کنه چون تقریبا همه تجربه اش کردن دلت تنگه دلش تنگه تنهایی تنهاس بی حوصله ای بی حوصله اس کلاس نداری کلاس نداره نگاهت می دوه سمتش نگاهش می دوه سمتت تمام شدنی و به سعت برق و باده هر چی که توم می شه خوبه و دوسش دارم هر چی موندگار باشه می شه آب گندیده و بو می گیره
سوم آنکه باز هم ببخش که بی دعوت ... می روم
به رسم رفاقت و مهر
سلام خواهش میکنم اوصولا دس به قلمِ خوبی ندارمُ اون چیزی که تو ذهنم میادُ مینویسم!! حرفِ دلمُ!! ممنونم از نظرتون...خیلی کامل بودُ کمکم کرد... لطف کردیدُ خوش آمدید...
سلام خدا شانس بده، آدم تا 2 صبح بیدار باشه و پست بزاره و صبح هم وقتی خوابش میاد خبر بدن استاد نمیاد تازه آدم چشمش به جمال کسی روشن که میفهمه باید آرایشگاهشو عوض کنه
سلام همچین خیلیم شانس نداشتیم!! اگه شانس داشتیم از روز قبل خبر دار میشدیمُ کلا نمیرفتیم یونی!!
استاد نیاد! ذق کردم من نفهمیدم این آدم کی بود که دیدیش! پوستش تیره شده! آرایشگاهش بد بوده! لباسش طوسی بوده!!! دلشم تنگ بوده واسه گندم جون همونی که اون روز مزخرف زدی تو برجکش!!!
سلام گندم جون من تو بلاگ آرا باهات آشنا شدم دوس دارم باهات دوس شم ابراز عشق را به بیان احتیاج نیست چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است دیگه چه برسه به لبخند؟ بهم سر بزن گندم جون
الهـــــــــــی


رد و بدل نگاه ... ناهزی
چه عجب! لبخندم واسش غنیمتی بوده
خودم تهنا اول شدم...
... منتظرم تو تصمیم بگیری من آپ کنم
منم دقیقا بعد تو آپ میکنم
شوما همیشه اولی!
اینم از تفاهماتمونه!!

الانی دیدم!!
من خستش میکنم شما خاکش میکنی!!
به به شب زنده داران
به به آقای پیشی
گربه که همیشه شب شکاره
شما ها هم که شکار ناب
میگم گربه محضِ رضای خدا موش نمیگیره!!
امیدوارم قبل از دختر رویایی بهت برسم
البته من نمیدزدمت ..... من میخورمت
اگه رو اون عکسه حساب باز کردی باید بگم سخت در اشتباهی!!

چون اون من نیستم!!
کدوم عکسه؟
من با عکس کاری ندارم
اگر میخورمت برای اینه که کسی ندزدتت
.
ببخش سر به سرت میذارم .... من برم لالا
آها از اون نظر!

خواهش میشه پیشی جون!
ما که ی پیشی بیشتر نداریم...
خوابای رنگی و نانازی ببینی...
کامنتات همینجوری حس خوب منتقل میکرد



الان ولی فیس تو فیس بود بیشتر حس خوب منتقل کرد
الان با خودت میگی آواتارت چقد دردسر ساز شد امشب
منم گیر دادم سه پیچ...
دست خودم نیس هر چی خوچل باشه باید به زبون بیارم نمیتونم نگم
ایندفه منُ حتمنی میندازی بیرون
مرسی گلم


بامزه اینجاس عکسه خودم نی!!
اگه عکسه خودمُ نشونت بدم فک کنم پشیمون شی!!
با این تعریفایی که از این عکسه کردی دیگه هیچ امیدی به قیافه خودم ندارم!!
نه عزیزم... این حرفا چیه؟!خوشحال میشم....
قربونت برم من همه جوره میخوامت

یه دونه ای
وجودتُ عشقس
عزیزمی٬ ما نیز به همچنین



دردونه ای
جـــگــــرتــــان را
آدم ها دلتنگ که میشوند راستگو هم میشوند
سلام
سلام
موافقم...
اخی....
رنگ اینجارُ هی عوض کن...اینم خوشگله
میسی گلمــــــــــــــــــــ
اخی چه خوب تعریف کردی
ممنونمـــــــــــــ
اول اینکه ببخش که بی دعوت آمدم
دوم آنکه یه جورایی یه لحظه واگویه است
می شد این لحظه رو کوتاه تر و موجز تر و تاثیر گذار تر بنویسی
یه جورایی الان خیلی رئال نوشتی ولی به نظر اومد که بگم می تونی یه کمی عمیق ترش کنی و از سطح درش بیاری
البته اگه دغدغه ی نوشتن داری ها
لحظه لحظه ی قشنگی ئه
چند تا خصوصیت توی این لحظه هست که باعث می شه هر کسی با هاش احساس همزات پنداری کنه
چون تقریبا همه تجربه اش کردن
دلت تنگه
دلش تنگه
تنهایی
تنهاس
بی حوصله ای
بی حوصله اس
کلاس نداری
کلاس نداره
نگاهت می دوه سمتش
نگاهش می دوه سمتت
تمام شدنی و به سعت برق و باده
هر چی که توم می شه خوبه و دوسش دارم
هر چی موندگار باشه می شه آب گندیده و بو می گیره
سوم آنکه باز هم ببخش که بی دعوت ... می روم
به رسم رفاقت و مهر
سلام
خواهش میکنم
اوصولا دس به قلمِ خوبی ندارمُ اون چیزی که تو ذهنم میادُ مینویسم!! حرفِ دلمُ!!
ممنونم از نظرتون...خیلی کامل بودُ کمکم کرد...
لطف کردیدُ خوش آمدید...
۴ ۵ سال این رویه ای عادی بود ...
یادش به خیر ...
بعضی وقتا خاطراتشونم لذت بخشه!!
عدد ۱۳ رو دوست دارم خیلییی ... دلیل خاصی هم داره مسلما ! خیلی هم خاص ...
کامنتم هم ۱۳ هم شد !!! و ...
امیدوارم برات شانس بیاره!!
سلام
خدا شانس بده، آدم تا 2 صبح بیدار باشه و پست بزاره و صبح هم وقتی خوابش میاد خبر بدن استاد نمیاد
تازه
آدم چشمش به جمال کسی روشن که میفهمه باید آرایشگاهشو عوض کنه
سلام
همچین خیلیم شانس نداشتیم!! اگه شانس داشتیم از روز قبل خبر دار میشدیمُ کلا نمیرفتیم یونی!!
استاد نیاد! ذق کردم

من نفهمیدم این آدم کی بود که دیدیش! پوستش تیره شده! آرایشگاهش بد بوده! لباسش طوسی بوده!!!
دلشم تنگ بوده واسه گندم جون
همونی که اون روز مزخرف زدی تو برجکش!!!
حتی خبرِ این فرمیشم به آدم ذوق میده!!

ی جورایی آره!!
بابامو میخوام
برو از پوری بگیر!!
سلام گندم


گندم دلم تنگ شده بود برات
به نگاه و لبخند
خیلی خوشحالش کردی پس
اونم می گه
من رفتم...
تو نیومدی...
سلام
بابا چه عجب!! کم پیدا شدی اساسی؟!!
اینقدا هم اینطوری که تو میگی نی!!
عجب ؟!
بله!!
درود
قصه همیشه با یکی بود یکی نبود شروع میشه!
اینم یه جورش خدا کنه دفعه بعد هر دو بمونین
سلام
خدا کنه!!
راستی یادم رفت بگم رمزه نوشته اخر ۱۲۳۴ است
سلام گندم جون
من تو بلاگ آرا باهات آشنا شدم
دوس دارم باهات دوس شم
ابراز عشق را به بیان احتیاج نیست
چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است
دیگه چه برسه به لبخند؟
بهم سر بزن گندم جون
سلام عزیزم

منم همینطور...
حتمنی میام...
چقدر قشنگ نوشتی!راستشو بخوای یاد مسعود افتادم!آخه اونم پوستش تیره بود و همیشه طوسی میپوشید!عاشق رنگ طوسی بود ومنم عاشق رنگ طوسی شدم!یادش بخیر!یاد لبخندای ناخوداگاهمون بخیر...
قوفونت!
الهی! ناراحت شدم!! انشاا... همونی که برات خوبه و به صلاحته اتفاق بیوفته گلم....
این اول عشقه سیاهُ سفید داره بعد مشکی!!
che negahe po0o0r manaeiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
سلام
خیلیم با معنی نبود!!
سلام
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
که اشار ات نظر نامه رسان من و توست
سلام
منظور همون ایما ُ اشاره خودمونه!!
عشق های زمان دانشگاه خیلی خوبن
خوش به حالت که هنوز کوچولویی و دانشجو
کاش منم می تونستم بر گردم به اون روزا
ولی من زیاد دوس ندارم!!
کوچولو نیستم ولی دانشجو هستم!!
دوره کردن خاطرات شیرینه گذسته همیشه لذت بخشه!!