در دستانم دو جعبه دارم که خدا آنها را به من هدیه داده است او به من گفت غمهایت را در جعبه سیاه وشادیهایت را در جعبه طلایی جمع کن من نیز چنین کردم و غمهایم را درجعبه سیاه ریختم و شادیهایم را در جعبه طلایی ! با وجود اینکه جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد اما از وزن جعبه سیاه کاسته می شد ! درجعبه سیاه را باز کردم و با تعجب دیدم که ته آن سوراخ است !!! جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم پس غمهای من کجا هستند ؟! خداوند لبخندی زد و گفت غمهای تو این جا هستند ، نزد من ! از او پرسیدم خدایا، چرا این جعبه هارا به من دادی ؟ چرا این جعبه طلایی و این جعبه ی سیاه سوراخ را ؟ وخدا فرمود بنده ی عزیزم، جعبه ی طلایی مال آنست که قدر شادیهایت را بدانی و جعبه سیاه، تا غمهایت را رها کنی!
الهی!
چه همه غمگینانه!!!!
نااااااااااااهزی
در دستانم دو جعبه دارم
که خدا آنها را به من هدیه داده است
او به من گفت
غمهایت را در جعبه سیاه وشادیهایت را در جعبه طلایی جمع کن
من نیز چنین کردم و غمهایم را درجعبه سیاه ریختم و شادیهایم را در جعبه طلایی !
با وجود اینکه جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد
اما از وزن جعبه سیاه کاسته می شد !
درجعبه سیاه را باز کردم و با تعجب دیدم که ته آن سوراخ است !!!
جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم پس غمهای من کجا هستند ؟!
خداوند لبخندی زد و گفت غمهای تو این جا هستند ، نزد من !
از او پرسیدم خدایا، چرا این جعبه هارا به من دادی ؟
چرا این جعبه طلایی و این جعبه ی سیاه سوراخ را ؟
وخدا فرمود بنده ی عزیزم، جعبه ی طلایی مال آنست که قدر شادیهایت را بدانی و جعبه سیاه، تا غمهایت را رها کنی!
یکم غذا بخور خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب
خدایا نذار بشکنه
یهنی شکستنی شدی مثل ظرفهای چینی!! پس با احتیاط خودتو حمل کن که به در و دیوار نخوری و نشکنی
درود
چی بگم گندم خانوم نمی خواهم حرف تکراری بزنم فقط می گم یه یا خدا بگو بعد خیالت راحت خدا کنارت میاد!
تو میتونییییییییییییییی
نشکن گندمی . همچین محکم وایسا که روش کم بشه بچه پررو !!