این مدت داشتم از سر بالایی زندگی بالا میرفتم! رسیدم به اون بالا!! : ) ولی دوباره اومدم سر ِجای اولم!! انگار این مشکلات مثه دایره میمونن! دور میزنی دوباره میرسی جای اول!! وای دوباره از اول!!
یکی از دیوانگی های من همینه! ی مشکل رو برای خودم هضم میکنم و قول میدم که باهاش کنار بیام ولی تا چند روز ازش میگذره تمام ِ قولُ قرارایی که به خودم دادم رو فراموش میکنمُ میام دوباره رو پله ی اول!!
سرماخوردگی هم به مشکلات ِدیگر اضافه شد!! چه سرماخوردگیی!! صدام در نمیاد و بینیمم برای خودم نیست!! با همین وضعیت امروز امتحان ِنیم ترم امپریالیسمم داشتم..هیچ نظری درمورد ِامتحانی که دادم ندارم!!
*واقعا شخصیت بعضی آدمها باعث میشه که دیگران مجذوبشون بشن!!
*کاش برای ی روزم شده بود میتونستم فکرای آدمارو بخونم!! اینجوری خیلی از مشکلاتم حل میشد!!
*چقد دلم برای اینجا و دوستانم تنگ شده ..خیلی وقته که نیومدم اینجا..
میدونی این مشکل منم هست! تو به چند روز میرسه، من که شب میخوام بخوابم به خودم قول میدم، بعد صبح که بیدار شدم اصلن یادم نیست چه قولی داده بودم!
اصن یه وعظیه!
خیلی سخته ! میدونم!
سلــــــــــــــــــــــــــــام
خوبی ؟ خوش اومدی نازگل خانوم
ینی واقعن آپ کردی
اوه اووووه نگو از این قول و قرار ها
سلام سلام بر آهوی زیبا



بهله درست میبینی!
آخ آخ عینه خودمی
صد البته
سلام
چه عجب آبجی خانوم !!!
آخ گفتی! منم به شدت درگیر این قول و قرارهایی هستم که با خودم میذارم و به 2 روز نرسیده یادم می ره !!!
دل ما نیز کلی تنگ شده بود !
سلام داداشی
این مشکل بد همه گیر شده!!
سلااااااااااام










واااااااااااااااااااااو ببین کی آمدیه
دلم واست تیکه پاره شده بود
خوبی؟
ناهزی ایشالا بهتر باشی
همیشه پای ی مشکل در میان است!
کاش یه خط بود یه سر داشت تهشم میرسید به یه دره!
مشکله پرت میشد دیگه تموم میشد شاید اونجوری!
مُرده ی راه_ حل دادنمم
قول و قرار با خود!!!! نگووووو خونه این دله
هووووووووووووف
دل ما بیشترتر
سلام سارا جونم




منم خیلی دلم برات تنگ شده بود
قربونت برم با این راه حل های اسپیشیال رویایی خودت
انگار این مشکل همه گیره!!
جیگرتو
دلم تنگ شده بود خب
هیچی نبود سرما رو خوردی گندم شیکمو
هی وای
عاشختم
منم همینطور نگینی


میبینی؟ آخه هیچی بهم نمیدن بخورم!
منا بیشتر
سلام
خوشحالم که برگشتی
شاد باشی
سلام
ممنونم
شما هم همینطور
سلام

چه عجب تو پیدات شد دختر
خوبی؟!
دیگه کم کم داشتم نگرانت می شدم
سلام
مرسی عزیزم تو چطوری؟
قربونت برم..دلم برات تنگ شده بوداااااااااااااااا
*واقعا شخصیت بعضی آدمها باعث میشه که دیگران مجذوبشون بشن!!
منظورت من بودم ؟
شما که جای خود داری!! ولی نه!
میدونی منظورم کیه!!
یکم خسته ام تقریبن همه وبلاگارو غیر یکی دوتا از گودر می خونم / نبودی ؟
ینعی بودی اینجا نبودی / باز هم بودی ولی رمزدار بودی :پی
خسته نباشی..

امیدوارم پوریا زودی سرحال شی..تقریبا پستاتو خوندم ی چیزایی فهمیدم!
منم ی کوچولو در گیر بودم ولی نقدا زدم تو فاز بی خیالی..
واقعا خیلی سخته که آدم یه مدت از دوستاش بی خبر باشه ها
اوهوم خیلی سخته! دور بودن اینجوریه دیگه!