امروز بعد ِدقیقا ی هفته اومدم یونی !!
اینقد با نوشی حرف زدیم ُخندیدیم که دلم درد گرفته !!
در مورد ِمشکلات حرفیدیم که آخر به نتیجه رسیدیم که گور باباشون !!
بعدشم قرار شد من ُ مسیح ی عملیات انتحاری ! تیریپ فهمیده پیاده کنیم !!
هوووووو طرف !! کارت تمومه !!
بعدشم کلی با سارا خانمی تلی صوبت کردیم ُ با اونم کلی خندیدیم !!
کلا امروز کرکر خندس !!
کلاس ِصبح ُ رفتیم !!
الانم دارم که نرفتیم !! اومدیم سایت ِیونی همینطوری الکی !!