خیلی پیچیده س ! خیلی بیشتر از اونی که من بتونم درکش کنم !
میتونه تو ی چشم به هم زدن دنیا رو برات زهر مار کنه !
ی چشمه ش رو چند روز پیش چشیدم !
وای که تو ی لحظه میتونه همه چی رو برات جهنم کنه !! ی جهنم واقعی !
آنچنان ذهنم شلوغه که گاهی یادم میره کجا واستادم ! یا چیکار میخواستم بکنم !
خوب من باید سعی کنم خودم تمامشون ُ حل کنم ،تنهایی !
روی من حساب میکنه ..نباید ناامیدش کنم ..
*بهش میگم تو بچه هات ُ داری که پشتت باشن اما من کسی ُ ندارم گفت از کجا معلوم ! معنی حرفم نفهمید ! ی زهر خنده ای زدم ُ حرفام ُ پشت ِبغضام خفه کردم ! الان خوشحالم که نفهمید !
* ی نفر بد داره میره رو اعصابم ! ولی نمیتونم کاریش کنم ! امیدوارم خدا یا اون ُادم کنه یا به من ی عالمه صبر بده !
نیاز داشتم که بنویسم .واقعا نیاز داشتم !
بعد ِ قرنی ... اووووووووووووووووووووه خوش اومدی ..

جات خالی بود بین ِ این برگ برگا ..
صدات دیگه به گوش نمیرسید .. به موقع اومدی ..
بوی مرگ میداد اینجا !
زندگی گاهی جهنم میشه ... اما خدا این توانائی رو به ما ادما داده .. ک ِ جهنم رو بهشت کنیم .. تو میتونی گندمم .. فقط بی راهه نرو ..
فکر کنم صبر بهتر باشه ... چون از دست این که خلاص بشی یکی دیگه هستش
خوب کردی اومدی ... خیلی وقت بود ازت خبری نبود ... دلم تنگیده بود
سلام.چرا این روزا اینقدر سخت میگذره نمی دونم ولی می دونم که میگذره.بالاخره اون روز میرسه که صبحتو با یه لبخند شیرین شروع کنی.
یادت باشه تو هم همیشه دوستایی داری که شاید فکرشونم نکنی ولی همیشه واسشون عزیزی.